حضرت حافظ علیه رحمه می فرمایند:
اگر آن تـرک شیرازی بدسـت آرد دل ما را
به خال هنـدویش بخشم سمرقنـد و بخارا را
صائب تبریزی در جواب حافظ می فرمایند :
اگـر آن تـرک شـیـرازی بـدسـت آرد دل مارا
بخال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هرآنکس چیز می بخشدزمال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند وبخارا را
استاد شهریار در جواب این دو تن می فرمایند :
اگـر آن تـرک شـیـرازی بـدسـت آرد دل مارا
به خـال هنـدویـش بخشـم تمــام روح واجـزا را
هـر آنکـس چیـز می بخشد بسان مرد می بخشـد
نه چون صائب که می بخشدسرودست وتن وپارا
سـرو دسـت وتن و پارا به خاک گـور می بخشند
نه برآن تـرک شیـرازی که برده جمله دل ها را
ناشناسی جواب این سه تن می دهد:
به خال ترک شیرازی که مفتون کرده دل ها را
اگـر حـافـظ بـبـخـشـیدش سـمـرقنـد و بخارا را
و یا صائـب به او داده سـرو دسـت و تـن و پارا
و حتـی رنـد تبـریـزی که بخشـد روح و اجرا را
چـو آن صـوفـی که در دنیـا ننـوشـد بـاده صـافی
بـه امـیـدی کـه در عقـبـا بگیـر جـام صـهـبـا را
همه با هم غزل گویان شکـرخوردند ودر سـفتند
« جـواب تـلخ می زیبـد لـب لعـل شکر خا را »
طـریق عـاشقـی نبـود همـه سـودا گـری بـاشــد
که می خواهندازاو اول بـدسـت آرد دل، آنها را
بـه پـاس آنـکه آن تـرک سـیه چشمان شیرازی
چنان دل برده است ازمن که ترکان خوان یغمارا
و فـارغ زان کـه او آیـا بدسـت آرد دلـی از من
بـه او بخشـم دل و جـان و سـرو سـرّ سـویـدا را
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را