سعدی می فرماید : چه جرم رفت با ما سخن نمی گوئی .... جنایت از طرف ماست یا تو بدخویی

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۱:۱۳ ب.ظ توسط ذاکری
|

گاهـی دلـم هـوای تـو را می کـنــد ، بـیـا
این غـم مگـر دَمیـم رهـا می کـنــد ، بـیـا
چون باد صبح بی سرو سامانم ای رفیق
شوریدگی نگر ، که چـه ها می کند ، بیا
یک عمر در هوای تو ، پـروانه بوده ام
شمعت بسوخت جـان و فنا می کند ، بیا
شعر از ذاکری
