تک بیتی از دفتر قدیمی

مقدار یار همنفس ،چون من نداند هیچکس .....ماهی که بر خشک اوفتد ، قیمت بداند آب را

غم صنوبران

شوخی با سعدی علیه الرحمه .... اقلاب = فرد متقلب کسی که چیزی را وارونه نشان دهد اینجا ریاکار

تو را من شاد می خواهم

دلـت آبــاد می خواهم

زِ هـر هـمّ و غمی جـانـا

تـو را آزاد می خواهم

ذاکری

تقدیم به تو که بودنت تضمین حیات من است و نفسم به نفست بند است

***********************

بخوان

بخوان با من

بخوان ای نازنین

بخوان ای بهترین

سرود عشق را برخوان

سرود زندگی ، باز روئیدن

گل سرخ شکفته تازه اندر باغ بوئیدن

میان نسترنها ، یاسمنها

رخ دلدار بوسیدن

بیا با من بخوان ! شاید

سرودی تازه آغازیم

کنار جویباری ، گوشه ای ، دشتی

ز گیسوی حریر تو

بروی سبزه ها

یک سفره اندازیم

یقیناً آسمان

با نکهت زلف تو و چشمان زیبایت

بسی زیبا ، بسی زیبا ، بسی زیبای خواهد بود

ذاکری

هر نفس دارم هوای روی تو ای هم نفس .........بی نفس ممکن نباشد زنده مانم یک نفس