تک بیتی از دفتر قدیمی

+ نوشته شده در جمعه ۲۳ دی ۱۴۰۱ ساعت ۳:۵ ب.ظ توسط ذاکری
|

تو را من شاد می خواهم
دلـت آبــاد می خواهم
زِ هـر هـمّ و غمی جـانـا
تـو را آزاد می خواهم
ذاکری
تقدیم به تو که بودنت تضمین حیات من است و نفسم به نفست بند است
***********************
بخوان
بخوان با من
بخوان ای نازنین
بخوان ای بهترین
سرود عشق را برخوان
سرود زندگی ، باز روئیدن
گل سرخ شکفته تازه اندر باغ بوئیدن
میان نسترنها ، یاسمنها
رخ دلدار بوسیدن
بیا با من بخوان ! شاید
سرودی تازه آغازیم
کنار جویباری ، گوشه ای ، دشتی
ز گیسوی حریر تو
بروی سبزه ها
یک سفره اندازیم
یقیناً آسمان
با نکهت زلف تو و چشمان زیبایت
بسی زیبا ، بسی زیبا ، بسی زیبای خواهد بود
ذاکری
