گوئیا آمده بود تا دل ما را ببرد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۲ ساعت ۱۰:۲۷ ب.ظ توسط ذاکری
|
ندانمت که دوباره چه نقشه سر داری
خدا کند ز سرم دست حیله برداری
گمان مبر که توانی دوباره برگردی
اگر هزار کلک یا که صد هنر داری
برو برو که تو را دوستان دیگر هست
چه وقت ناله بُوَد دوستان تَر داری
به عالمی ندهم تار موئی از نفسم
مرا نیاز تو آم نیست گرم گهر داری
شعر از ذاکری