کامل غزل سبوی غم

ابیاتی از غزل سبوی غم

غزل ظالیم قیزی ( دختر یک ظالم )

کلّیِت غزل اشک خونین

ابیاتی از غزل اشک خونین

چه شود که باز بینم گل روی آشنا را

اسیر غم

غزل قطره اشک

این چه عشقی است کع آتش به دل و جان بزند

کلّیّت غزا یار جفاکار

ادامه غزل به یار من که رساند ز حال من خبری

چه خوش بُوَد که بدامن سرم نهد صنمی

چه سازم با نگار خود

به یار من که رساندز حال من خبری

غزل یار تن ناز

غزل یار پیمان شکن