تقدیم به تو که وجودت بهانه زیستنم شد
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۳۷ ق.ظ توسط ذاکری
|

« توسرم بازار مسگرهاست » می فهمی ؟
در نگاهم مرگ رؤیاهاست می فهمی ؟
بر لبانم تاولِ یک بوسۀ خشکیده می بینی ؟
گونه هایم غرق حسرت هاست می فهمی ؟
سینه ام لبریز ِ عشقی ، از کهن مانده
گیسوانم مست طوفانهاست می فهمی ؟
ذاکری
احساسی که از این تصویر با جمله بالای آن در من پیدا شد سبب گردید بحالت نثر منظوم در وصف حالت آن چند جمله ای اضافه کنم. .
با تشکر
هوای روی تو دارم نمیگذارندم.....
چه ناباورانه صبر میکنم...
شعر از سهیلا داوری
******************
ادامه از بنده
«هوای روی تو دارم نمیگذارندم »
که کوی عشق تو را کعبه نیاز کنم
بیا که در قدمت خون دل بریزم و بعد
وضو گرفته بسویت ، کمی نماز کنم
ذاکری