عنوان

« توسرم بازار مسگرهاست » می فهمی ؟

در نگاهم مرگ رؤیاهاست می فهمی ؟

بر لبانم تاولِ یک بوسۀ خشکیده می بینی ؟

گونه هایم غرق حسرت هاست می فهمی ؟

سینه ام لبریز ِ عشقی ، از کهن مانده

گیسوانم مست طوفانهاست می فهمی ؟

ذاکری

احساسی که از این تصویر با جمله بالای آن در من پیدا شد سبب گردید بحالت نثر منظوم در وصف حالت آن چند جمله ای اضافه کنم. .


با تشکر