امروز یک بیت شعری دیدم طبق معمول مصراع دومش احساسم رو قلقلک داد و آن بیت این بود

نـاگهـان آمـد و زد آمـد و کـشت آمـد و بـرد

او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

حامد بهاروند

******************

گـوئـیـا آمـده بـود ، تـا دل مـا را ببرد

یا کـه زخمی اَبَدی ، بر دل و جـانم بزند

از چـه بی جرم وگنه ،کرد چنین پـامالم

ظاهـراْ نیتش ایـن بود ، که زجـرم بدهد

منکه جـز عشق و دل پاک نبخشیدم ، او

از چه رو دشمن من گشت خدا می داند

شعر از ذاکری