مـدتـی بـاشد کـه حیرانم ، نمی دانم چرا
بـی جـهـت ویـران ویـرانـم ، نمی دانم چرا
چـشـم بـر در دوخـتــم ، در انـتـظار دیدنت
پشت در پنهـان و گریـانـم ، نمی دانم چرا
شعر از ذاکری
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۶:۲۵ ب.ظ توسط ذاکری
|
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را