مـدتـی بـاشد  کـه حیرانم ، نمی دانم چرا 

بـی جـهـت ویـران ویـرانـم ، نمی دانم چرا 

 

چـشـم بـر در دوخـتــم ، در انـتـظار دیدنت 

پشت در پنهـان و گریـانـم ، نمی دانم چرا 

 

شعر از ذاکری