گلی وچهـــره زگلـها شکوفـه ترداری شکـوفه ای وشکـوفائی دگـر داری
به نزدعاج گلویت سپیده دم خجل اسـت مگربه سینه توای ماه من قمرداری
( از استاد قنبری شیرازی )
این دوبیتی زیبا از دوست بسیار ارجمند و ادیب شیرین کلام و هنر مند باذوق و پراحساس جناب آقای استاد قنبری (شیرازی) می باشد. ایشان غیر از شعر در موسیقی اصیل ایرانی ذوقی سرشار و یدی طولانی دارد و استاد مسلم در تبیین مبانی هنر های اسلامی می باشد . که بعد ها راجع به این شخصیت علمی و هنری مطالب زیادی درج خواهد شد. حقیر نیز در جواب ایشان چند بیت تقدیم داشته ام که جهت علاقمندان در زیر می آورم. لازم بتوضیح است . در زمان سرودن این شعر هنوز ازتخلص «عمید » استفاده می شدکه بعدها به ذاکر تغییر یافت.
چـوبلبلـی وهــزاران تـرانـه سـر داری به سینه زآتش سـوزان بسی اثرداری
تـرنمـی بنـما ،ای هــزار گلشــن حسـن که جمـله خلـق بـداننـد چها هنـرداری
تـوکوه قافی ومن مرغکی شکسته پـرم کجا رسـم به تـوچون قافها کمـرداری
تـوپـادشــاه کـلامـی ،دگــر چگویــم مـن چو طوطیان شکرریزبلب شکرداری
بـه شهــرحافـظ وسعدی چون توئی باید که صد دفینه الوان به سـینه زرداری
«عمید»گرچه تورا نیست حافظ وسعدی چو شـهـریارسخن ملهمی قــدرداری
( شعر ذاکری )
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را