هم نفس
فاش می گویم تو را ای هم نفس
دوستت دارم تـو را تنها و بس
گـرچه دل عـمری اسیر غیر بود
هـر دمم دردی به درد من فزود
شـکـر لله آمـدی بـا صـد امـیـد
سـعد بودی و مبارک همچو عید
ای کلامـت پـر ز صـدق و راستی
این شـبم چـون مـاه نـو آراسـتی
این دل ازتورنگ شادی برگـرفت
بـا تـو آری عاشقی از سرگـرفت
از ذاکری
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۳:۲۰ ب.ظ توسط ذاکری
|
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را