شــدم آوارۀ صـحرا ، از ایـن آواره تـر بـایـد
شدم دیوانۀ از عشقت ، از این دیوانه تر باید
ندارم چاره ای جز صبر، در زندان گیسویت
گـرفـتار گـلی زیـبا ، از ایـن بیـچاره تر باید
( شعر از ذاکری )
غزل زیبا و دلربائی دیگر از استاد سید ناصر ناصحی تقدیم عزیزان باد. امید که اسباب محظوظی اهل شعر و ادب را فراهم آورد.
دیدمش بازبصد عشوه وصد نازامروز سوخت ازآتش حسرت دل من بازامروز
کـرده بـودم دل آشـفـته به افـسون آرام بیـقراریـش دگــر باره شــد آغـاز امروز
ناصحا باز گــرفــتار محـبـت شـده ای
خفته در چشم سیاه تو بسی راز امروز
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را