در رثای پدر که تکیه گاه من در روزهای سخت زندگی بود
وه که ازدست بشد مایۀ نازم پدرم دیده بربست همو محرم رازم پدرم
تا که ازگلشن حسنش بشنیدم بوئی حیف پژمرد ،گل شامه نوازم پدرم
سوزد از جور فـلک سینه ، نـدانم اما
با که گویم غم این سوزوگدازم؟ پدرم
( ذاکری )
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۳:۴۲ ب.ظ توسط ذاکری
|
خیـال روی چـون مـاهـت پـریشـان می کـنـد مـا را